أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

31

قانون ( فارسى )

--> - تحريك قوى و منع ضعيف نشان‌دهنده نوع آتشى مزاج صفراوى است . تحريك قوى همراه با منع قوى نشان نوع آرام بلغمى و زنده‌دل دموى ، برحسب ميزان قابليت تحرك آنهاست . با توجه به اينكه چهار نوع پيشنهادى پاولف با اخلاط اربعه قانون مطابقت دارد مىتوان اميدوار بود كه علم در آينده بتواند گرما ، سرما ، خشكى و رطوبت بدن را اندازه‌گيرى كند . مىتوان بين اين تحريك و منع با گرما و سرما ، و مقاومت با خشكى و رطوبت ، رابطه بوجود آورد ( منع عبارت است از مخالفت يا جلوگيرى كامل يا جزئى يك فعاليت يا جريان تعارض و تضاد بين انگيزه‌هاى ناسازگار و ناموافق ) . مجله نظام پزشكى ايران ، سال پنجم ، مهرماه 2535 شماره 4 . چهار نوع اخلاط بشرح زير مىباشند : 1 - دموى ( خونى ، ( Sanguineous - Sanguine عبارت است از قرمز بودن ، برنگ خون بودن كه با خصوصياتى چون خوشخوئى ، زورمندى ، تحرك در جريان خون ، زنده‌دل بودن ، در طلب بهترين بودن ، افسرده نبودن ، اعتماد به نفس داشتن مشخص مىشود . 2 - بلغم ( Phlegm ) ماده غليظ لزجى كه از دستگاه گوارش و مجارى تنفسى ترشح مىشود و با سرفه و استفراغ خارج مىگردد . بلغمى كسى است كه فزونى در ترشح بلغم داشته باشد . اين افراد حالتى كند و تنبل دارند . در اعمال جسمى و روانى تحريك‌پذيرى كمترى دارند و چالاك و زنده‌دل نيستند . 3 - صفراوى ( Choleric ) فزونى صفرا در شخص را گويند كه با افزايش تحريك‌پذيرى ، آتشى مزاج بودن و عصبى بودن همراه است . 4 - سواد : فزونى صفراى سياه را گويند ، و سودائى فردى است كه با خصوصياتى چون افسردگى - هاى روحى ناشى از غم و اندوه ، دل‌مردگى و دلتنگى مشخص مىشود . در متن انگليسى قانون تعريف سوداى طبيعى به اين صورت آمده است : « سوداى طبيعى رسوب ( Sediment ) طبيعى خون را گويند » . در اول قرن هيجدهم در اروپا دو نظريه مختلف در مورد علت آسم وجود داشت : - يكدسته از دانشمندان به پيروى از عقايد ابن سينا معتقد به تئورى اخلاط بودند The ? orie ) ( humorale . آنان مىگفتند بروز آسم بواسطهء وجود بلغم غليظ و لزج در سينه است كه شعب ريز قصبة الريه را پر كرده ، راه ورود و خروج هوا را مسدود نموده ، نفس را تنگ مىسازد . دسته ديگر از دانشمندان معتقد به نظريهء عصبى بودند ( The ? orie nerveuse ) و مىگفتند آسم يك بيمارى عصبى است و علت آن تشنج و انقباض عضلات حلقوى برنش‌ها و برونشيولها است . اين عضلات اطراف شاخه‌هاى ريز برنش‌ها را گرفته ، انقباض آنها مجارى را تنگ كرده ورود و خروج هوا را مشكل مىكند . پس در اول قرن هيجدهم اطباء اروپا به دو دستهء موافق و مخالف با ابن سينا در